تبليغاتX
شعله های خیال

شعله های خیال
اشعاراحد علی محمدی محمودی(وفا) و شاعران معاصر

 

 

  

به یاد سفری زیارتی که به مشهد مقدس رفته بودم  

   

18102008174.jpg

 

از میان باغ عشق تنها نصیب ما یک شاخه  گلبود.

ساحل عشق

آمدم پابویس عشقت تا تو را معنا کنم

واژه های پر گهر را قامت رعنا کنم

سهم من از دوری تو- خود نگاهی تازه است

جان به قربانت نگاهم کن که دل را وا کنم

گنبد نورانیت را نور پیدا می کند

جز تو این نورانیت را از کجا پیدا کنم

قبل از این می خواستم پیش کبوترهای تو

آشیان زندگی را مأمن و مأوا کنم

ما فقیران جز تو دیگر حج دل نشناختیم

 آمدم تا در خراسان کعبه ای احیا کنم

ما که غرق ساحل عشقیم در دیوان عشق

کز وجودش می توانم عالمی برپا کنم

 

احد علیمحمدی(وفا)

در ادامه ی مطلب این قسمت اشعاری که به صورت نظم درباره ی اهل بیت

 سروده ام را می گذارم امیدوارم که با خواندنش لذت ببرید.

 

 


ادامه مطلب
[ هفدهم فروردین 1390 ] [ 14:2 ] [ احد علی محمدی محمودی ]

                                                    

 مقدمه ی این کتاب را می توانید در ادامه ی مطالب بخوانید.

ازعلاقمندان به کتاب شعله های خیال می توانند این کتاب را در

 تبریزخیابان ارتش کتابسرای بهارستان بیابند.

واز همشهریان عزیزم در هادیشهر می توانند این کتاب را در تمامی 

 کتابفروشی های هادیشهر پیدا کنند.

این کتاب در تمامی کتابخانه های سراسرکشور موجود است.

 این شعر را تقدیم می کنم به استادم ایرج عبدیل زاده

نگاهت...

نگاهت غرق دریاهاست امشب

دلم با زلف تو بیناست امشب

تو از دریای طوفان زای خورشید

بیا- چون چشم من دریاست امشب

تو خورشید جهان بی فروغی

اگر آیی جهان با ماست امشب

در این آشوب شهر شادی و غم

حضورت بین ما پیداست امشب

من از کنعان شنیدم بوی گل را

که گل بی تو چه کم پیداست امشب

کنون در فکر پروازم چرا که

شکوه آسمان غوغاست امشب

مرا امشب طلوعی بی غروب است

که غوغا در دلم برپاست امشب

وفا- امشب نه هرشب-شب دراز است

چه خوش گفتی که بی همتاست امشب

احد علیمحمدی (وفا)


ادامه مطلب
[ دوازدهم تیر 1389 ] [ 2:1 ] [ احد علی محمدی محمودی ]

 

 

تنها به تماشای تو محکوم شدم

در دفتر عشق بی تو مرسوم شدم

با آن که گناه من نگاه از دل بود

از بازی سرنوشت محروم شدم

وفا

[ سوم خرداد 1389 ] [ 23:27 ] [ احد علی محمدی محمودی ]

 

 

ای کاش جهان یکسره آباد شود

از مردم تیره بخت هم یاد شود

حالا كه اميدمان به اين گفتار است

مي ترسم از اين سخن كه بر باد شود

 

وفا

[ یکم خرداد 1389 ] [ 14:55 ] [ احد علی محمدی محمودی ]

 

 

سلام

تاریخ نوشت نام هر روز تو را

آنسان که نوشته بود دیروز تو را

افسانه ی زندگی خیالی پوچ است

خواهند نوشت نام امروز تو را

وفا

يك ديدار همراه با شاعران و بزرگان ادب ايران و جهان

                            تقديم مي كنم به

 استادان ارجمند دكتر سعيد قره آغاجلو  و دكتر بهروز بامدادي

http://www.adabvafa.blogfa.com/

[ بیست و نهم اردیبهشت 1389 ] [ 0:45 ] [ احد علی محمدی محمودی ]
 

 

            در خاطر  من  نگاه  بی معنا نیست 

            در دفتر عاشقی کسی تنها نیست 

         ما  حاصل  عشقِ  آدم و حوٌاییم 

         آن کیست که گوید این جهان با ما نیست؟

[ بیست و دوم اسفند 1388 ] [ 12:46 ] [ احد علی محمدی محمودی ]
 

 

اشعار ترکی

                            http://ahadvafa.blogfa.com

[ بیست و دوم دی 1388 ] [ 11:54 ] [ احد علی محمدی محمودی ]

  

راز مبهم

 

زندگي روياي شيرين در مداري مبهم است

رويش يك گل اميد لاله زاري مبهم است

گر عبور از آشيان عشق دنياي شماست

سهم من از ماندن و رفتن قراري مبهم است

خاطري از گل به تصوير از وجودم مي كشم

ماندن تصوير در ذهنم غباري مبهم است

ديگر از طومار عمرم كس نشد آگه ولي

فاش مي گويم كه نادانسته كاري مبهم است

راز دنياي خيالم را وفا پيدا نكرد!

گفت اين دنياي سحراميز آري مبهم است

وفا

[ بیست و چهارم آذر 1388 ] [ 18:44 ] [ احد علی محمدی محمودی ]

 

                          

 

 
aqs6lfjr8h0bzf8mm3z1.jpg

 

آنکه از او زندگانی را بیاموزم کجاست؟

دست و پایم بسته است امروز٬ دیروزم کجاست

دوستانم   رفته اند و یار  امروزم کجاست

روزگار تنگ و تاریکم به آهی بسته است

می کند ویران جهان را آه جانسوزم کجاست؟

بی رمق در آتش نفرین به دام افتاده ام

با توام ای گلسِتان شب گل افروزم کجاست

در خیالی روشن از اندیشه های تیره ام

گرچه پاییزم برفت از یاد نوروزم کجاست

چون سپیدی من سیاهی را به جان خواهم خرید

یاد آن ایّام خوش باشد شب و روزم کجاست

زندگی لفظش برایم بود و معنایش نبود

آنکه از او زندگانی را بیاموزم کجاست؟

علیمحمدی(وفا)


برچسب‌ها: دوستان
[ یازدهم آبان 1388 ] [ 17:48 ] [ احد علی محمدی محمودی ]

 

بی بال پریدن آرزوی من و توست 

این قصه ی ناشنیده خوی من و توست 

یک روزٍ هزار ره برفتیم و ولی 

باز این همه چیز روبه روی من و توست

 

[ بیست و نهم شهریور 1388 ] [ 19:17 ] [ احد علی محمدی محمودی ]
درباره وبلاگ

شعله هاي خيال اين خانه ی مجازی متعلق به يك دبیر زبان و ادبيات فارسي است كه 23سال سن دارد شعله هايش را به مخاطبان خود تقديم مي كند من در این وبلاگ اشعار خودم و شاعران کلاسیک و معاصر را به نمایش خواهم گذاشت.
ايميلم:
khiyale67@yahoo.com
سهراب چه خوش می گوید:
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی درک همین اکنون است
زندگی، فهم نفهمیدن هاست...
برچسب‌ها وب
لینک های مفید